برچسب‌ها

دنبال کننده ها

۱۸ مرداد ۱۳۸۹
وصیت نامه عجیب مرحوم حسین پناهی




روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست!

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.

بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.
روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.
در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.
از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم

*روحش شاد*

10 نظرات:

روح الله گفت...

اینم پست!

داوود گفت...

کهکشانها کوزمینم؟
زمین کو وطنم؟
وطن کوخانه ام؟
خانه کو مادرم؟
مادرکو کبونرانم؟...
معنای این همه سکوت چیست؟
من گم شدم درتو یا تو گم شدی در من ای زمان؟!!!
کاش هرگز آن روز از درخت انجیر پایین نیامده بودم...کاش...

_________
مرحوم پناهی بهلول زمان ما بود که قدرش را ندانستیم.
روحش شاد،یادش گرامی

حامد گفت...

خودمونیما عجب آدمی بوده ها!!
ما که کشفش نکردیم..
کلا همیشه آدم های بزرگ بعد از مرگشون کشف می شن.
مثل من که الان کسی منو کشف نکرده....!!!!!!!

جواد سلطانی گفت...

خدایش بیامرزد.
چیز زیادی ازش یادم نیست مگر چند نقشی که انصافا قشنگ بازی کرد.
اگه قرار باشه که روزی من اینجوری وصیت کنم،یه قسمتیش رو می نویسم که عبور هرگونه کابل برق،لوله ی گاز و...ممنوع است،فقط اجازه میدم که کابل تلفن رد بشه تا اونجا هم بتونم بیام توی وبلاگ و نظر بدم.

ناشناس گفت...

جواد از وایمکس استفاده کن

دوست قدیمی گفت...

سلام.من همیشه وب لاگتونو نگاه میکنم اینترنت مفتیه دیگه. اول خوبیاش: خیلی باحاله بحث میکنین ادم جذب میشه بیاد ببینه چی میگین هر 15 مین رفرش میکنه.الانم که دور هم خاطره میگین.ولی نویسنده هاتون هر چند وقت یه بار غیب میشن باز میان.یکیم که هنوز نیومده.من یه کامنت خوندم قبلا بوده.من امارگیریم در حد بنز.میخوام بدونم هر کی چه کارست اگه کسی بشناسه شمارو میدونه یکی میخواد اذیت کنه فقط اگرم قضاوت کنه ادم کوته بینیه.شمام اگه نمیخواین باشین بگین اگرم میخواین پس کجایین

دوست قدیمی گفت...

یه نویسنده مدت به این طولانی ول نمیکنه بره.یا بگین دیگه نمیاین یا مثه قبل(ما دوست داریم باشین)ادم با شخصیت مشخصه پس بیخیال هر کی چرتو پرت میگه...... اینا گفتم از یکی بود.راستی این قالبتونم عوض کنین بهتره.بعد شما کاراتونو نصفو ول میکنین صندلی داغ چی شد؟به امید وب لاگ کلاسیه بهتر

حامد گفت...

بابو(كرموني!!) دوست قديمي كجا بــــــــودي؟! بابا خيلي وقت بود نيومده بودي!!...خيلي لطف كردي كه اومدي و نظر دادي....حقيقتا تو اولين نفري هستي كه انتقاد سازنده كردي...
خداييش اين عليرضا مرادي(مي دونم نمي خواستي اسمشو بگي) كلا آدم كم حرفيه!!!به همين علت هم كم مينويسه..مگه شما بهش بگيد بياد بنويسه ما كه زبونمون مو درآورد!!
در مورد صندلي داغ هم در حال حاضر تغييراتي رو قراره روش انجام بديم كه اونهم بزودي در متن وبلاگ(نه وبلاگ ديگه اي)قرار خواهيم داد!
در مورد نويسنده ها هم من كه هر روز حتي شده ساعت 2 نصفه شب بشه به وبلاگ سر ميزنم ولي ديگران رو نميدونم...بيايد جواب بديد!!

حامد گفت...

یکی گفت لینک دانلود آهنگ فاصله ها رو بذار...
اینم لینکش:
http://omranuk88.persiangig.com/Ali%20Lohrasebi%20-%20Faseleha%20%28www.Downloadha.com%29.rar

در نوار آدرس بالا کپیش کنید حجمش 5mb !!!

مهدی گفت...

دوست قدیمی کامنت اولی رو یه چند باری خوندم تا یه چیزایی بفهم! یه جوری بود ها!!ا


اما در مورد این پست! به به بالاخره روح الله هم آره!!ا
خیلی خوشحال شدم! این وصیت نامه رو که قبلا خونده بودم ولی هر بار که میخونم تازه است و کلی حرف داره که بزنه که هر بار برداشتهای متفافتی بکنی!!ا

.....

راستی مگه قرار نشد که نویسنده ی هر پست جواب تک تک کامنت ها رو بده! این کار میتونه کلی جذابیت داشته باشه و برای یه مدت بعد هر پست آدمایی که کامنت گذاشتن رو به اینجا بکشونه!ا

ارسال یک نظر

آسان ترین راه برای ثبت نظرات ، انتخاب نام و آدرس اینترنتی است . در صورت تمایل می توانید محل مربوط به آدرس اینترنتی را خالی بگذارید .
پیشاپیش از مشارکت شما سپاسگزاریم .

پیروان مسلک عمران،آبادانی....

در کوچه بازار این شهر در پی دیوار خرابه ای میگشتم . سالها بدنبال این هدف گشتم تا دیوار نیمه خرابه ای را پیدا کردم. آستینهایم رابالا زدم تا شهر را از وجود آن دیوار خرابه پاک کنم. آن موقع نمـــــــــــیدانستم ......وشهر را از وجود آن دیوار پاک کردم .....

.....اکنون مــــــــــــــــــیدانم. باز بدنبال دیوار خرابه ای میگردم . این بار نیز دیوار خرابه ای را پیدا کردم....... ولـــــــــی این بار میــــــــــــدانستم......... و آن را ساختم

آمار وبلاگ

خبرنامه





Powered by WebGozar

آرشیو وبلاگ