برچسب‌ها

دنبال کننده ها

۲۲ مرداد ۱۳۸۹
هر وقت من يك كار خوب مي كنم مامانم به من مي گويد بزرگ كه شدي برايت يكزن خوب مي گيرم.تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تايش را به من داده است.حتمن ناسرادين شاه خيلي كارهاي خوب مي كرده كه مامانش به اندازه استاديومآزادي برايش زن گرفته بود. ولي من مؤتقدم كه اصولن انسان بايد زن بگيردتا آدم بشود ، چون بابايمان هميشه مي گويد مشكلات انسان را آدم مي كند.در عزدواج تواهم خيلي مهم است يعني دو طرف بايد به هم بخورند. مثلن من وساناز دختر خاله مان خيلي به هم مي خوريم.از لهاز فكري هم دو طرف بايد به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوزفكر ندارد كه به من بخورد ولي مامانم مي گويد اين ساناز از تو بيشترهاليش مي شود.در عزدواج سن و سال اصلن مهم نيست چه بسيار آدم هاي بزرگي بوده اند كهكارشان به تلاغ كشيده شده و چه بسيار آدم هاي كوچكي كه نكشيده شده. مهماشق است !اگر اشق باشد ديگر كسي از شوهرش سكه نمي خواهد و دايي مختار هم از زنداندر مي آيد من تا حالا كلي سكه جم كرده ام و مي خواهم همان اول قلكم رابشكنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.مهريه و شير بلال هيچ كس را خوشبخت نمي كند. همين خرج هاي ازافي باعث ميشود كه زندگي سخت بشود و سر خرج عروسي دايي مختار با پدر خانومش حرفشبشود دايي مختار مي گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شايد حقوق چتر بازيخيلي كم بوده كه نتوانسته خرج عروسي را بدهد. البته من و ساناز تفافق كرده ايم كه بجاي شام عروسي چيپس و خلالي نمكي بدهيم. هم ارزان تر است ،هم خوشمزه تراست تازه وقتي مي خوري خش خش هم مي كند!اگر آدم زن خانه دار بگيرد خيلي بهتر است و گرنه آدم مجبور مي شود خودش خانه بگيرد. زن دايي مختار هم خانه دار نبود و دايي مختار مجبور شد يك زير زميني بگيرد. ميگفت چون رهن و اجاره بالاست آنها رفته اند پايين! اماخانوم دايي مختار هم مي خواست برود بالا! حتمن از زير زميني مي ترسيد.ساناز هم از زير زميني مي ترسد براي همين هم برايش توي باغچه يك خانه درختي درست كردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شكست.. از آن موقه خاله با من قهر است.قهر بهتر از دعواست. آدم وقتي قهر مي كند بعد آشتي مي كند ولي اگر دعواكند بعد كتك كاري مي كند بعد خانومش مي رود دادگاه شكايت مي كند بعد ميآيند دايي مختار را مي برند زندان!البته زندان آدم را مرد مي كند.عزدواج هم آدم را مرد مي كند، اما آدم باعزدواج مرد بشود خيلي بهتر است!اين بود انشاي من.

40 نظرات:

حامد گفت...

""اگر آدم زن خانه دار بگيرد خيلي بهتر است و گرنه آدم مجبور مي شود خودش خانه بگيرد"" فقط این تیکش...(خنده از ته دل :)) )
جواد پست جالبی بود فقط یک سوال...>انشاء رو که صحیح نیمکنن..میکنن؟!؟!

??!!!?? گفت...

salam.kheili poste ba mazei bood vaghean mamnoon.man aval ta akhar nakhoondamesh oomadam coment bezaram begam kalameye"zan gereftan"chie ke estefade mikonin akhe mage lebase va.... ?vali khob inmatn vaghean harfaye ziadi vase goftan dare hala joda az bahse tanz boodanesh

مهدی گفت...

کلا" نمیتونم بگم بد بود و کلا" نمیتونم بگم خوب بود!!
علاوه بر اون تیکه ای که حامد گفت ، تیکه ی مهریه و شیر بلال هم خوب بود!
5شنبه همفته ی پیش عروسی یکی از رفقام بود ، یک سالی بود عقد کرده بودن و مهریه 14 سکه بود!!توی عروسی یه سخنرانی مفصل و بسیار جالب در مورد همین مهریه کرد!!ا
و اما دو هفته ی پیش از بهم خوردن عروسی یکی دیگر از رفقا باخبر شدم!!3ماهی بود نامزد کرده بودن و مهریه از دونگ های خونه و مغازه بگیر تا اسکناس های 5هزارتومانی به ارتفاع برج میلاد!!ا

(فکر نکنین میخوام نتیجه گیری کنم که مهریه کم خوبه ها!! نه!چون اصلا ربطی نداشت! دیگه هیچی به ذهنم نرسید گفتم اینا رو بنویسم!! البته شایدم خوب باشه!)ا

......
میدونم غلط های املایی هم جزء طنز ولی هیچ وقت از خوندن طنز با غلط املایی به اندازه ی کافی لذت نبردم!ا
به هر حال خیلی خیلی ممنون جواد جون!ا

جواد سلطانی گفت...

حامد@
به نظر من قشنگ ترین قسمت انشا(البته از لحاظ طنز)توضیح شام عروسیه(چیپس و خلالی)
??!!!?? @
وقتی که کامنتتونو خوندم خیلی خوشحال شدم.
هر چند که این پست یه طنز اجتماعیه اما اگه دقت کنیم اون پسرک چقدر قشنگ به جزيیات توجه کرده.
اگه همه ی ما به این موضوع واقف باشیم که یکی از اصول موفقیت اینه که زیاد سخت نگیریم،دیگه هیچ کسی احساس نارضایتی نمی کنه.
مهدی@
با نظرت تا حدی موافقم در مورد کم بودن مهریه،بهتره بگیم منصفانه بودن مهریه.اما به نظر من زندگی چیزی نیست که بشه با این چیزا درستش کنیم،به قول پسرک تنها چیزی که مهمه"اشق"ه .

مهدی گفت...

جواد@
ای بابا خوب شد گفتم که نمیخوام نتیجه گیری کنم که مهریه کم خوبه!! اگه نگفته بودم دیگه چی میشد!!

??!!!?? گفت...

kolan too iran khanooma faghat dar zamine mehrie mitoonestan ye gazi be aghayoon bedan ke oonam ghestish kardan dige javab nemide(ha ha)

حامد گفت...

مثل اینکه یه جورایی یه بحث ایجاد شده...
در مورد مهریه باید بگم که نه کمش فایده داره نه زیادش در نهایت متوسطش خوبه .کمش باعث میشه که زن تو زندگی پشتوانه ای نداشته باشه و یه جورایی مثل برده بشه ،زیادش هم باعث میشه که مرد کنترل زندگیش رو بده دست زنش..(البته اینها بدترین حالاتیست که ممکن اتفاق بیفته)
??!!!?? @
حالا چرا گاز؟!مگه هدفشون از زندگی چیه؟؟!!!؟؟

راستی هیچکس هیچ پستی در مورد رمضان نذاشت
<<...رمضان مبارک...>>

??!!!?? گفت...

salam.shookhi kardam oono mage khanooma marizan bekhan aziat konan.vali ye zan ta khodesh esteghlale mali nadashte bashe nabayad ezdevaj kone.albate bastegi ba shakhsiate 2tarafam dare.

??!!!?? گفت...

chon age hich pooli nadashte bashe mishe ghazie sookhtano sakhtan ke zendegie jalebi nist.age motevaset bashe mehriash hamash zire deyne shohareshe va sar kooft mikhore chon kharjesh dade mishe.age kheiliam bala bashe ke shohare az tarse pool tahamol mikone va bazam zendegie jalebi nistesh( bahse khanevadegi shod)

حامد گفت...

??!!!?? @
حالا تا این حد هم دیگه نه...
ولی اگر استقلال مالی داشته باشه در کل بهتره ولی خدا نکنه زن بی جنبه باشه.....
در کل همین که جواد گفت از همه مهم تره.
والا همه چی هم که دیگه مادیات نیست!!!!

جواد سلطاتی گفت...

حامد@
چرا داری جو رو متشنج می کنی؟کی خواست بحث کنه..؟!
??!!!?? @
اصولا توی ایران هدف از قسطی کردن مهریه این بوده که خانوم ها یه مقدار سر کار برن.آخه تا قسط مهریه تموم بشه معلوم نیست کی مرده و کی زنده س.
بستگی داره که خانومها دیدشون به زندگی چه جوری باشه.به نظر من فکر نکنم که تفکر زیاد خوبی باشه که "خانوم ها تا استقلال مالی ندارن نباید ازدواج کنن"،چون این جور فکر کردن منجر به بدبینی میشه نسبت به طرف مقابل.من نمیخوام زیاد این بحثو کشش بدم اما باید بگم که یکی از وظایف اصلی مرد کسب درآمده و نباید هیچ منتی داشته باشه.متاسفانه این فکر توی جامعه ی ما داره به یه مشکل اساسی تبدیل میشه که باید جلوی اون ایستاد.(البته فکر نکنم که کسی با کسب درآمد خانومها مشکلی داشته باشه چرا که این موضوع به اقتصاد خانواده هم کمک می کنه،به شرطی که این درآمد موجب فاصله انداختن بین دوطرف نشه)
---------------

منم به همه "ضیافت الله" رو تبریک میگم.

حامد گفت...

میگم ملت یاد بگیرید....!!
بر بالای تپه‌ای در شهر وینسبرگ آلمان، قلعه ای قدیمی‌و بلند وجود دارد که مشرف بر شهر است. اهالی وینسبرگ افسانه ای جالب در مورد این قلعه دارند که بازگویی آن مایه مباهات و افتخارشان است.

افسانه حاکی از آن است که در قرن 15، لشکر دشمن این شهر را تصرف و قلعه را محاصره می‌کند. اهالی شهر از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان، برای رهایی از چنگال مرگ به داخل قلعه پناه می‌برند.
فرمانده دشمن به قلعه پیام می‌فرستد که...
قبل از حمله ویران کننده خود حاضر است به زنان و کودکان اجازه دهد تا صحیح و سالم از قلعه خارج شده و پی کار خود روند.
پس از کمی‌مذاکره، فرمانده دشمن به خاطر رعایت آیین جوانمردی و بر اساس قول شرف، موافقت می‌کند که هر یک از زنان در بند، گرانبها ترین دارایی خود را نیز از قلعه خارج کند به شرطی که به تنهایی قادر به حمل آن باشد.
قیافه حیرت زده و سرشار از شگفتی فرمانده دشمن به هنگامی ‌که هر یک از زنان همسر خود را کول گرفته و با سختی از قلعه خارج می‌شدند بسیار تماشایی بود...

... گفت...

فکر نمی کنین خیلی یک طرفه به قاضی رفتین ؟؟؟؟؟؟
توی مملکتی که تمام قوانینش از قانون طلاق گرفته تا حضانت و سرپرستی فرزند به نفع مرده توی مملکتی که قانونا زن بدون اجازه مردش حق بیرون رفتن از خونه رو هم نداره توی مملکتی که زن باید از هفت خان رستم عبور کنه تا شوهر معتادشو طلاق بده ولی مرد حق داره زنش رو مثل یک دستمال کهنه به اشاره انگشت دور بندازه و یکی دیگه بگیره مهریه ضامن خوشبختی نیست ولی می تونه وسیله ای باشه که اگر فردا پس فردا قانون از حمایت یک دختر سرباز زد ازش حمایت کنه شما فقط زندان رفتن همسایتون بخاطر مهریه رو می بینین ؟؟؟ ولی من اون دختر دانشجویی رو می بینم که عاشقانه وقتی با پسرعمه اش ازدواج کرد فقط صد شاخه گل رز مهریه اش بود شوهر محترم بعد از هوسبازی هاش اونو مثل یه عروسک کهنه دور انداخت مهریه اش رو هم ریخت جلوش حالا اون دختر بدبخت هر هفته باید بره جلوی آپارتمان پسر عمه اش به زن تازه اون ادم التماس کنه تا بتونه دختر یکساله اش رو ببینه و کسی می دونه قانون کجای این معرکه ایستاده ؟؟؟
اینم بگم و برم وبلاگتون خیلی داره بی هدف می شه ادم یاد یه ماشینی میفته که توی جاده با سرعت سیصد کیلبلومتر ویراز می ده و به این طرف و اون طرف می ره و هیچ هدف خاصی هم نداره آخرش یا از مسیر منحرف می شه یا به ته دره سقوط می کنه یا با یه ماشین دیگه تصادف می کنه بقیه نویسنده ها هم که نیستن

... گفت...

این قالبو هم عوض کنین آدم که نمی دونه باید با موزیلا بیاد می ره با اکسپلورر بعد می بینه باید با موزیلا بیاد خب ملت که وقتشونو از تو بیابون نیووردن
این نظرسنجیتونم خیلی بامزه هست من خودم تنها تاحالا بیست بار توش رای دادم ولی در کل این همکاریتون توی وبلاگ خوبه بحثاتونم جالبه اینم گفتم تعریف کنم تا نگین نقدش منصفانه نبود

حامد گفت...

البته نمی خواستیم بحث رو به اینجا بکشونیم(کلا ما خیلی علاقه داریم که بحث کنیم..)
منم با نظر شما در این رابطه موافقم ولی این رو هم بگم که ما اصلا از مرد حمایت نکردیم.این شمایید که کاملا یک طرفه به قاضی رفتید!!و فقط از زن حمایت کردید. این قوانین بنظر من هم زیادی به جنس مرد اختیار داده...ولی چه میشه رد.
پ در جواب اینکه گفتید ما هدف نداریم ،اینو بگم که هدفومون کاملا مشخصه و اتفاقا داریم سعی میکنیم که بهش برسیم.اصلا حرفتونو قبول ندارم ولی در مورد قالب وبلاگ به شما حق میدم و به عنوان مدیریت وبلاگ
از این بابت ازتون معذرت میخوام(فعلا با همین کنار بیاید تا بهترش کنیم)
امیدواریم که دوباره نظراتتون رو در این وبلاگ ببینیم...

??!!!?? گفت...

salam.mr soltani inke bahs nistesh faghat darim rajebe ye mozoo harf mizanim.inke madiat hame chiz nist ye masaleye badihie ke hame ghaboolesh daran.vali khob be dalile hemayataye ziadi ke az zan tooye iran mishe dar hameye zamineha!!!!!!!!!belakhare khode khanoma bayad ye poshtvaneye mali vaseye khodeshoon dashte bashan.alan kheili az ezdevaja talaghaye tasbit nashodast chon eshgh tooshoon nist vali khob madiatam baese moshkelate dige mishe

??!!!?? گفت...

...@
inke in bahs baes shod shoma biain va nazar bedin yeki az hadafaye weblog bood.pas hamintor ke mibinin ba ye sohbate sade weblog dare be hadafash mirese.va baghiasham ke mr danesh javab dadan

جواد سلطانی گفت...

...@
خوب خیلی خوشحالم که یه نفر دیگه به جمع ما اضافه شده.اما باید بگم که این شمایید که کاملا یکطرفه از خانومها حمایت کردین.منم در ادامه ی نظر حامد و ??!!!?? باید بگم که هینکه شما اومدین و دارین نظر میدین فقط "یکی"از اهدافمونه.
??!!!?? @
شما توی صحبتاتون دارین دچار تناقض گویی می شین. از یه طرف میگین که زن باید پشتوانه ی مالی داشته باشه و از طرف دیگه میگین که مادیات مهم نیسته و مهم علاقه ی دو طرفه.
امروزه کمتر آدم باسوادی پیدا میشه که حقوق خانوم ها رو نادیده بگیره.من با نظر شما به طور صددرصد مخالف نیستم به شرطی که کلمه ی استقلال ازش حذف بشه.حتی،به نظر من،مرد با وجود اینکه باید استقلال فکری و استقلال کاری داشته باشه،نباید استقلال مالی داشته باشه،این به این معنا نیستش که مرد باید برای مخارج وابسته به دیگران باشه،بلکه به این معناست که توی زندگی شخصیش و بین خودش و همسرش نباید هیچگونه مرز و خط قرمز مالی وجود داشته باشه.
چرا که همین موضوع به یکی از مهمترین مشکلات بین دو طرف تبدیل خواهد شد.

داوود گفت...

واقعا ببينين يه بچه كوچولو با نوشتن يه انشاي ابتدايي مارو به تز دادن درمود حقوق زن ومرد وفلسفه مهريه كشوند!!!
بچه جون برو بازيتوبكن،سن ازدواج توكشورمون به دليل همين افكار ناعاقلانه (استقلال مالي،مهريه،خرج هاي آنچناني و...)خيلي بالا رفته وسي ساله ها مجردن!
ايشالله تو هم بزرگ ميشي ووقتي دغدغه نون پيداكردي از هرچي ازدواج وزن گرفتنه متنفر ميشي.
جانم؟...
آهان دغدغه نون نميدوني چيه؟...خب بگم مثلا همين ساناز خانوم شما،الان ازت حداكثر پفك يا سك سك مي خواد اما يه ذره كه بزرگترشد،ماشين آخرين سيستم،خونه ويلايي،انواع واقسام لوازم آشپزخونه كه تو جهيزيش نبوده وخلاصه خيلي چيزا ميخواد.
چي؟...بچه رو ببين چه پرروئه."ميگه ميدم،خب ميدم".
عزيزم،پسرجان وقتي هرروز سركوفت زندگي الناز اون يكي دخترخالتون رو زد چي؟...صبح تا شب جون ميكني وبدبختي ميكشي براي يه لقمه نون حلال و شب كه خسته وكوفته برميگردي نق زدنها شروع ميشه.اونوقت ديگه نداري كه بدي ها؟!
ميگي دوسش داري وپاي همه چي وايسادي؟!!!
باشه...
پس مباركه.
عروسيت ماروهم دعوت كن.
ـــــــــــــــــــ
ماه ميهماني خدابرهمه مبارك

??!!!?? گفت...

mr soltani
esteghlale mali be in m'ana nistesh ke madiat kheili moheme.in hade aghale madiate.age begim khoone mashin....harfe shoma dorost raftim soraghe madiat.manzooram az esteghlal ineke ye daramad ke hala har do ba ham kharj mikonan na inke jodagane vase khodesh.fek konam eshtebah motevaje shodin.in marz nistesh.

??!!!?? گفت...

aghaye rajabi dorost migan behtare bezarim bache be aroosish berese

حامد گفت...

آره بابا بچه بدبخت حالا یه انشاء نوشته...عزیزم برو خوش باش اصلا برو هم با ساناز هم با الناز عروسی کن.به حرف هیچکس هم گوش نکن ...

جواد سلطانی گفت...

داوود@
خوشم اومد زدی توی هدف.باید تحقیق کرد که چرا سن ازدواج در کشور ما افزایش پیدا کرده؟البته من موافق ازدواج در سن پایین هم نیستم.هر چند که همون دغدغه ی نونی که گفتی خیلی مهمه.
??!!!??@
حالا شد همون حرف من که،درآمد زن میتونه به اقتصاد خانواده کمک کنه و کمتر کسی با کسب درآمد زن توی اجتماع مخالفه،اما اون استقلال مالی قابل قبول نیست.
حامد@
ما کلی بحث کردیم که این پسرک از ازدواج منصرف شه،چی چی میگی که بره ازدواج کنه،اونم با دوتاااا...؟بچه چه کارش به این حرفا...

??!!!?? گفت...

mr soltani
nemifahmam chera migin esteghlale mali ghabele ghabool nist.esteghlale mali manzooram dashtane ye daramade na inke ye marz bezaran began in poole man in poole to.
mr danesh
vaghean in bache bayad shomaro be onvane moshaveghe aslish too zendegi moarefi kone.(2ta mohebate elahi(2ta zan)ba ham)
ye matne tanz bebin be kojaha raftesh.

جواد سلطانی گفت...

??!!!?? @
دقیقا هدف من از ادامه ی این بحث رسیدن به همین حرف بودکه،استقلال مالی که شما اسمشو بردین یعنی در کنار هم خرج کردن،یعنی با هم خرج کردن و در این کسب درآمد هیچگونه منتی نباشه تا بعدها منجر به اختلاف بین طرفین نشه.(لازم به ذکره که این موضوع فقط یکی از مشکلات موجوده و ما فقط پیرامون این قضیه داریم بحث می کنیم،فقط برای تبادل افکار...)

مهدی گفت...

اتفاقا فکر کنم حرفای "..." توی این پست از همه درست تر باشه!!
تفکری که در مورد زن هستش ریشه ی همه ی این مشکلاته! و اینهای رو هم که "..." گفت تازه گوشه ای از مشکلات زنهاست توی این مملکت!! من خیلی بدتر از اون دختر دانشجو رو هم دیدم که الان 100 میلیون پول وکیل داده تا بتونه طلاق بگیره!!(حال میکنین من اینقدر نمونه میارم واستون؟!!!)
اگه بحث تخصصی نشه فکر کنم همه ی این مشکلاتی که "..." گفت رو یه زن میتونه توی همون عقد نامه(یا هر چی که بهش میگن) حل کنه با مشخص کردن حق طلاق و.... البته زیاد مطمئن نیستم که که اینجوری بشه!!

روح الله گفت...

راستی ماه رمضان را به همه تبریک میگم.
بیایید دست به دست هم دهیم و همه ی مشکلات زن ها را حل کنیم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شوخی کردم باااااااااااااااااابااااااااااااا.
البته زن را نباید ضعیف دانست چون بر اساس تحقیقات اندک بنده که تقریباً صفر میباشد قوی ترین مردان در مقابل زن های خود اگر چه در ظاهر سالاری دارند
اما در باطن قدرت زن بسیار بیشتر است.مثلاً اکر شبی که آشنایان مرد میهمانش باشند اگر زن بخواهد مرد را رسوا کند بسیار راه وجود دارد که فقط خدا باید به مرد رحم کند و ان زمان زمانیست که مرد به التماس می افتد
البته حرف های "..."نیز درست میباشند

??!!!?? گفت...

salam.mr soltani mano shoma manzooremoon yekie faghat ba kalamat bazi mikonim
mr mehdi
are agar tooye sharayete aghd zekr beshe va haghe talagh ya... ro begire in moshkelato nadare.va fek konam bedoone dalayeli mese kotak zadano nafaghe nadadano... mitoone talagh begire

حامد گفت...

میگیم هیشکی نمی خواد یه پست جدید بذاره؟!..مهدی میدونستی اسمت هنوز تو نویسندگان هم نیست!!!!!!!!!بابا accept کن بیا یه پست بذار داداش.

مهدی گفت...

حامد@
جز نویسنده ها بودم اگه دقت میکردی! خودم خواستم که حذف شم!! چون میدونستم تو اینکار رو نمیکنی به داوود گفتم!!!!!!

Mr mamble گفت...

salam khobin.be nazar man in ravand kheyli maskhare shode.natijesh ham ine ke hich kasi nemiad.age khastin dalilesho ham migam

Mr mamble گفت...

rasti khanom irani cheshamon terekid,baba farsi benevisin

حامد گفت...

mr mamble @
اگه میشه دلیلشو بگو....

مهدی @
تو با اجازه کی حذف شدی(اصلا کی اومدی)....هان(عصبانی)..حداقل میتونستی به نویسنده ها احترام بذاری و یه خبری بهمون بدی، نمیتونستی؟!!

مهدی گفت...

یکم. به نظر خودم این یه امر کاملا شخصی بود!!
دوم. همه فهمیدن نمیدونم تو چرا با خبر نشدی!!
سوما. اگه اون دفعه ی قبلی اذیتم نمیکردی اولین نفر تو باخبر میشدی!!
چهارم. اصلا چیز مهمی نبود که اینجوری برخورد میکنی و کشش میدی!!!

حامد گفت...

اولا .من مدیر وبلاگم، یجورایی اول میبایست به من میگفتی...
دوما. شما هر روز همدیگر رو میبینید من که نمیبینم...
سوما. دفعه ی قبلی هم که نذاشتم بری بخاطر دلیل غیر منطقیت بود که قبول نکردم
چهارما .خیلی هم چیز مهمیه، کسی که اولین نویسنده رسمی وبلاگ(به جز خودم) بوده رو که من نمیذارم همینجوری بره....(هنوز کار اصلیمون رو شروع نکرده رفیق نیمه راه شدی.......)
<<--زندگی بخاطر بسپار ،اولین کسی را که با خنجرش، نبودنش را بر قلبم حک کرد-->>

حامد گفت...

این تیکه آخرش جو گیر شدم...(نمی دونم چه حالتیه که بعضی مواقع یه چیزایی به ذهنم میرسه که تو حالات دیگه هیچوقت به ذهنم نمیرسه!!!!!)

جواد سلطانی گفت...

مهدی&حامد@
بچه ها زشته توی یه محیط عمومی اینجوری دارین با هم دعوا می کنین.
مهدی حالا اینقدر ناز نکن و دعوت ما رو به نویسندگی بپذیر....!

مهدی گفت...

بغض...اشک...گریه... آه....(شوخی کردم)

خب بابا بخشید! اما منم واسه خودم دلیل دارم دیگه!
بعدشم اینجوری که تو میگی غیر منطقی همه باورشون میشه ها!!

البته دلیل خاصی هم نداشت، فقط به خاطر عدم توانایی در نویسندگی و لا غیر.

مهدی گفت...

نه جواد جون دستمو ول کن بزار به این حامد حالی کنم.......... ولم کنننننننننن....... (بقیه اش بوق سانسور!)........(خنده)

(امیدوارم این نظرات خودشون به جی میل بچه ها نرن!!!زشته والا!!!)

جواد سلطانی گفت...

مهدی جون آخه کی تو رو گرفته.هااااان؟مگه تو درس و مشق نداری؟
راستی نظرات به جی میل ها ارسال میشه.

ارسال یک نظر

آسان ترین راه برای ثبت نظرات ، انتخاب نام و آدرس اینترنتی است . در صورت تمایل می توانید محل مربوط به آدرس اینترنتی را خالی بگذارید .
پیشاپیش از مشارکت شما سپاسگزاریم .

پیروان مسلک عمران،آبادانی....

در کوچه بازار این شهر در پی دیوار خرابه ای میگشتم . سالها بدنبال این هدف گشتم تا دیوار نیمه خرابه ای را پیدا کردم. آستینهایم رابالا زدم تا شهر را از وجود آن دیوار خرابه پاک کنم. آن موقع نمـــــــــــیدانستم ......وشهر را از وجود آن دیوار پاک کردم .....

.....اکنون مــــــــــــــــــیدانم. باز بدنبال دیوار خرابه ای میگردم . این بار نیز دیوار خرابه ای را پیدا کردم....... ولـــــــــی این بار میــــــــــــدانستم......... و آن را ساختم

آمار وبلاگ

خبرنامه





Powered by WebGozar

آرشیو وبلاگ